یک هنرمند

کار و کاریابی و البته کارآفرینی از جمله مهمترین مسائلی است که پیش روی جوانان و شاید بزرگترهای ما قرار دارد. در واقع دلیل اصلی شکل گرفتن دوره های دانشگاهی علمی کاربردی هم همین است. دانشجویانی که در این دانشکده ها تحصیل می کنند واحدی را به نام کارآفرینی میگذرانند که هدفش آموزش راههای درست و علمی کارآفرینی است. اما متأسفانه به هر دلیلی که چندان علاقه ای به بیان آنها ندارم، فقط اندکی از این دانشجویان موفق به تولید کار می شوند. (البته این را هم بگویم که کاری که اغلب این اندک کارآفرین آنها تولید می کنند یا بسیار محدود است یا اینکه خودشان تمایلی برای به بازی گرفتن دیگر دوستانشان در آن ندارند).

 

این کارآفرین یک دختر حوان هنرمند است که پس از اصرار فراوان توانستم او را به حرف آورده و مجبورش کنم تا خودش را معرفی کنم. البته این را به حساب شکسته نفسی او نمی گذارم. شاید خجالت می کشید یا دلیلی برای مطح شدنش نمی دید... اما سرانجام به حرف آمد و گفت:

 

سمیرا حیدر بیگی متولد 1359 هستم که همراه دوستم مریم جعفری, هنرکده ی شیذر را راه انداختیم. از هنرستان کارودانش وحدت با گرایش سفال دیپلم گرفتم و بعد از دیپلم برای کسب تجربه در این حرفه پیش افراد با تجربه مشغول به کار شدم و در حال حاضر چند سالی ست که به صورت حرفه ای فعالیت کاری دارم.

هنر سفالگری از دیر باز مورد استفاده ی پیشینیان بود که با صنعتی شدن جوامع جنبه ی کاربردی آن کنار گذاشته شد. گفتنی است که نقوش تزیینی بروی سفالینه های تمدن ایران بیش از هر تمدنی دیگر با روح سفال دارای پیوندی عمیق بوده که در مقایسه با دیگر تمدن ها آشکار است. این هنر دیرپای ایرانی به صورت نقش برجسته هنوز زنده است و در طرحها و اندازه های نامحدود زینت بخش سطوح قابل اهمیت در یک ساختمان، اعم از شومینه ستون، آشپزخانه، لابی،  محیط استخر، نمای ساختمان ... می باشد.

این نوع نقش برجسته ها به صورت خشتی کار می شوند و از آنجایی که در دمای 800 تا 900 درجه پخته می شوند، در هر شرایط آب و هوایی مقاومند. پس از نصب، نقش برجسته ها به طور ساده یا رنگی پتینه می شوند.   

 

خوب، این هم معرفی اولیه. جامع نیست ولی باور کنید همین هم به قیمت سه بار منت کشی آماده شده است. امیدوارم بتوانم او را بیشتر به حرف بکشم تجربه هایش را به ما هم بدهد...

 

 

 
 

                 تمام حقوق برای سیب سفید محفوظ است.