(یک هنرمند)

     
 

 نکته: مطلب زیر مصاحبه حضوری با استاد قلم زن، محمد رضا نامجو است. به دنبال این مصاحبه نوشتار کوتاهی درباره هنر قلمزنی در ایران آورده شده است.

 

 استاد محمد رضا پوشیده نامجو

 تهیه و تنظیم : مینا اشرفی فشی

 

به سمت جنوب شرقی شهر حرکت می کنم.از کوچه و پس کوچه های قدیمی و باریک و گاها در هم می گذرم، ابتدا از شکوفه و بعد به باغچه بیدی می‌رسم، و انتهای آن را دست راست می‌گیرم و می‌روم تا به میدان سرآسیاب دولاب می‌رسم . کمی سر در گم به دنبال آدرس، وارد خیابان جوادیه می‌شوم و به دنبال پاساژ جوادیه . خوشحال و پر اضطراب . نمی دانستم با چه کسی قرار است ملاقات کنم. یعنی می دانستم ، اما خیلی کم. اطرافیان همگی نظر مشترکی نسبت به او داشتندهم او را مردی صاحب روح بزرگ می‌دانستند.

کمی نزدیکتر که شدم آقای مسنی سلام داد. با تعجب، جواب دادم. در ابتدا آشنا نبود ولی به دلیل آن نشانی مشترک شناختم . پیر مردی با صورتی بشاش ولی رنج دیده.

به سمت داخل پاساژجوادیه حرکت می‌کنیم و در گوشه ای کوچک به مغازۀ استاد می‌رسیم . فضایی کوچک که این همه سال چنین بزرگی را در خود جای داده بود . سر صحبت را با استاد باز کردم و کمی هم درد دل کردیم.

استاد ابتدا از خود می‌گوید و گذشته . گذشتۀ شیرین و گاها تلخ و یا به اعتقاد استاد “خواست خدا و مصلحت”.

ایشان در سال 1322 شمسی در رشت متولد شده است . در آن دوران وضع اقتصادی مردم مناسب نبود ، این مسئله ناخواسته دامن گیر این خانواده هم شده بود . دو برادر ایشان در تهران مشغول به کار قلمزنی بودند ، و به دلیل مشکلات اقتصادی افراد خانواده منجمله  ایشان را با خود به تهران آوردند. ایشان با سن کمی که داشند، در تهران شروع به شاگردی در مشاغلی مانند نجاری و کفاشی کردند و روزی ایشان حصیری که مخصوص شمال بود، و در تابستان به عنوان زیرانداز استفاده می شد را به کارگاه استاد دو برادر برده، که نام استاد جواد آقا ، معروف به جواد فشنگی بود برد.او از ایشان خوشش آمده و به او پیشنهاد داد که پیش او مشغول به کار شود، و گفت ا ز فردا به شما پنج ریال می دهم به عنوان پادو .

وی سه سال این کار را ادامه دادند، زیرا کارها در آن زمان هنری نبود و صرفا بازاری بود . بعد از سه سال ، یک حلب روغن را برش داده و آن را قیر کرده و شروع به کار کردند ، که این دوره در واقع شروع کار قلمزنی ایشان بود. در این بین به دلیل اتفاقی که برای استاد جواد آقا پیش آمد ، او به اصفهان برگشت و ادامۀ کار را خواهرزادۀ ایشان ، استاد علاقمندان ادامه دادند.

حقوق ایشان بعد از گذشت سالها، به 10 تومان رسیده بود. و همه ایشان را به عنوان یک استاد کم سن قبول داشتند. از آنجا که استاد از کار ایشان خوشش آمده بود، سعی در پایبند کردن ایشان نزد خود داشت. به همین دلیل در مورد ازدواج ایشان با مادرشان صحبت کرده ، و به نوعی ایشان را ناخواسته وارد این مرحله کردند.

ایشان در سن 16.5 سالگی با دختری 12.5 ساله ازدواج کردند. حاصل این ازدواج دو دختر و چهار پسر بود، که دو پسر ایشان در جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند .

بعد از ازدواج ، استاد علاقمندان، در پی وعده ای که داده بود ، 2 تومان به حقوق ایشان اضافه کردند و به ایشان گفتند : برای داشتن هر فرزند 2 تومان به حقوق ایشان اضافه می کند. در همین حین ایشان با استاد دهنوی آشنا شده و مدتی را با ایشان کار کردند.

در سال 1347 وارد اداره فرهنگ و هنر آن زمان شده و در آنجا هم، در کنار استاد دهنوی و استادان دیگر به علت علاقۀ فراوان ادامه دادند. تا سال 1379 در ادارۀ فرهنگ و هنر یا ادارۀ میراث فرهنگی امروز، خدمت کرده و آثار زیبایی را ارائه داده اند. ایشان در همین سال بعد 31 سال خدمت، بازنشسته شدند. ایشان در سال 1357 مدرک درجه 4 هنری، در سال 1365 مدرک درجه دوم هنری، و در سال 1379 مدرک درجه یک هنری را که معادل با دکترای افتخاری است ،  کسب کرده و بعد از 10 روز بازنشته شدند و البته ایشان قبل و بعد از بازنشتگی خود در دانشگاه هم تدریس داشته ، از جمله دانشگاه ولیعصر ، دانشگاه زاهدان ، دانشگاه سوره و ...

در ادامه صحبت استاد سوالاتی از ایشان پرسیدم، راجع به فعالیّت ها، آثار و... که می‌خوانید:

1- لطفا بفرمایید؛ تاریخ به وجود آمدن هنر قلمزنی و مکان پیدایش این هنر کجا بوده است؟

ج. مکان مشخصی نداشته، و در همه جای ایران بوده اند. مانند اصفهان و شیراز که در یک دورانی عده ای در آنجا و مکان های دیگری بودند و این کار را انجام می دادند و متعلق به جای خاصی نیست.

2- مهمترین کشوری که این هنر را از کشور مبدأ به غنیمت برده است، کدام است؟ 

ج. انگلیس کشوری بوده که با جنگ و سیاست این هنر را به غنیمت برده .

3- آیا در ابتدا حرفه ای تزئینی بوده یا کاربردی؟

ج. بستگی به زمان ان هنر داشته، مثلا در زمان سکاها کاربردی بوده، ولی در زمان های بعدی تبدیل شد به ظروفی که در حال حاضر تزئینی است . مانند : قفل ها و ...

4- آیا این هنر با دیگر هنرهای ایرانی وجه اشتراکی دارد؟

ج. می تواند داشته باشد. زیرا ما از آنها استفاده می کنیم. مانند: نگارگری، که در هنر معرق هم استفاده می شود.

5- برجسته ترین آثار این رشته در چه دوره ای، چه شهری و به دست چه کسانی بوده است؟

ج. اسمی از کسی نیست، زیباترین کارها هم مربوط به زمان ساسانی است که در موزه های مختلف دنیا وجود دارد.

6- اوج طلایی این رشته کی بوده است؟

ج. همان دوران سکاها و ساسانی ها و بدترین دوران، دوران قاجار بوده که برای این هنر هیچ حرکتی نکرده اند.

7- هم اکنون بهترین مکان برای آموزش این هنر، کجای ایران است؟

ج. در اکثر شهرها، شاگردانی که این دوره را دیده اند مشغول آموزش هستند، ولی بهترین شهرها در حال حاضر تهران و اصفهان است.

8- آیا این رشته برای یادگیری نیاز به رشتۀ دیگری به عنوان پیش نیاز دارد؟

ج. طراحی اصل کار است. اگر طراحی را بلد باشد عالیست.

9- چه زمانی باید طی شود، که یک فرد مبتدی به یک فرد حرفه ای تبدیل شود؟

ج. بستگی به استعداد او دارد. طی 5 تا 10 سال کاردرست، کافیست.

10- آیا این رشته به وسیلۀ میراث فرهنگی به عنوان یک هنر جهانی معرفی شده است؟

ج. بله، ولی نه آنچنان که پشت آن را بگیرند. از هنری مانند موسیقی دائما در رسانه ها صحبت می شود، ولی باقی هنرها یا در پایان شب پخش می شود و یا آنقدر کوتاه که به دیدن نمی رسد.

11- آیا شرایط جامعه و توجه مسئولان نسبت به کارهای شما و همکارانتان در این حرفه مناسب بوده است؟

ج. مسئولان ردۀ بالا از نظر بودجه و امکانات دریغ نداشته، ولی مشکل در رده های پایین تر است.

12- از نظر تحقیقاتی آیا تا به حال به این رشته بهایی داده شده است، اگر چنین است محقق برجستۀ این رشته کيست؟

ج. محقق ایرانی به آن صورت نداریم، ولی پپ بیشترین خدمت را به هنر ما کرده است.

13- پیشنهاد شما برای بهبود آموزشی این رشته و علاقمند تر شدن جوانان به این رشته چیست؟

ج. امکانات و مکان مناسب در اختیار آنها قرار داده تا بتوانند در آنجا به این هنر بپردازند. به دلیل صدای بسیار، نمی شود در محل دیگری این کار را انجام داد.

14- لطفا در مورد اقدامات خودتان، در مورد توسعۀ این رشته توضیح دهید؟

ج. بنده هر پیشنهادی را برای آموزش این رشته، در هر کجای ایران را پذیرفته وو با هر امکاناتی به آنجا رفته و این هنر را با جان و دل به علاقه مندان آموزش می دهم.

15- به نظر شما این هنر از کدام هنر، تأثیر گرفته، و روی چه هنری تأثیر گذاشته است؟

ج. این هنر خود مستقل است. از زمانی که انسان ها احتیاج به پول داشتند، روی یک تکه فلز کار می کردند و آن را تبدیل به پول می کردند و این ابتدایی ترین نوع قلمزنی بود. این هنر روی چوب و فلز استفاده می شده، که چوب را منبت می گویند. بنابراین منبت و ضرب سکه نوعی قلمزنی است.

16- ایا این هنر و این حرفه در ایران رو به افول است؟

ج. صد در صد. زیرا احتیاج به حمایت دارد و عمل دقیق.

17- معتبر ترین کتاب هایی که از این رشته وجود دارد چیست؟

ج. کتاب های پپ بهترین نوع است.

18- آیا شیوۀ کار شما، شیوۀ کار اساتید گذشته است یا این رشته از این انعطاف برخوردار بوده که شما چیزی به آن اضافه کنید یا نه؟

ج. قلمزنی مانند یک اتوبان است، که شما آن را تا آخر بروید و بازگردید و این کار را تکرار کنید. یعنی دوران گذشته را در این زمان و زمان های دیگر تکرار کرده ایم. اکثرا سلجوقی یا صفوی یا ... دوست دارند، ولی من تمام این ها را تلفیق کرده و کنار هم قرار داده تا یک سبک نو به وجود آمده و بسیار جالب و زیباست. از نوع آوری یکی از دانشجویان، آوردن تمام اثرهای موزۀ رضا عباسی بود که از هر کدام یک مقدار در کار نهاده و در خود موزۀ رضا عباسی بوده (در گذشته). سیاه کاری* یکی از شیوه های هنر قلمزنی است و من بجای رنگ سیاه از گواش رنگی استفاده کرده، که قابل تغییر هم می باشد.

19- آیا فعالیت های تحقیقاتی هم داشته اید؟

ج. به علت سواد کم نه. ولی تمام این هنر را که با مشکلات فراوان از اساتید خود آموخته ام، با جان و دل به شاگردان خود انتقال داده و می دهم.

20- لطفا در مورد مقام ها و دست آوردهای خود توضیح دهید.

ج. نمایشگاه 24 روزۀ ژاپن در اوایل جنگ، سال 1369- نمایشگاه بیروت- کسب درجۀ 4 هنری، در اوایل انقلاب و درجۀ2 در سال 1365 و یک را در سال 1378 دریافت، و بعد از 10 روز بازنشته شده- کسب مقام خادم قرآن، در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی

21- بارزترین خصوصیات اخلاقی کسی که در این رشته فعالیت دارد، چه باید باشد؟

ج. حوصله اولین خصوصیت است و صبر و بعد مردم دار باشد و مردم را علاقه مند کند.

22- از جمله شاگردانی که تربیت کردید، چه کسانی هستند و انتظاراتتان از آنها چیست؟

ج. 23 سال است که در دانشگاه های هنر، الزهرا، سوره و ولیعصر و زاهدان شاگردان زیاد و هنر جویان زیادی دارم که در تمام این ها اگر دو یا سه نفرشان باشند کافیست؛ ولی کرک آبادی که در گرمسار زندگی می کند و از آنجا زمستان و تابستان می آمد و کار یاد می گرفت که از افتخارات من است. در دانشگاه الزهرا خانوم مریم احمدی از جمله این شاگردان است که در طول یک ترم به جای سه کار مجاز 18 کار تحویل داده است. آقای رضازاده که جزء آن شاگردان است و دیگر شاگردان که در دزفول، سنندج، کرج، تهران هستند و در حد خود کار را آموزش می دهند.

انتظارم از آنها این است که با شاگردان خوب برخورد کرده و تمام فنون این کار را بگویند، مانند خود من، و هیچ چیزی را ناگفته نگذارند و با تمام انسان ها خوب برخورد کنند، تا این کار برای آیندگان بماند و آنها را در این عصر علاقمند کنند.

23- لطفا در مورد خانواده ای که در آن بزرگ شده اید توضیح دهید.

ج. من در خانواده ای مذهبی بزرگ شده و خانواده ای مذهبی را هم تشکیل داده ام.

24- آیا اعتقادات شما در این کار تأثیر داشته است؟

ج. بله، اعتقادات من از اول انقلاب این بود که در این زمان یک سری آثار باید به وجود آید، که معرف این زمان باشد. به واسطۀ اعتقادات خودم کارهای قرآنی زیادی را انجام داده ام، که با مخالفت خیلی ها روبه رو شد. نظر آنها این بود که شاید این کارها در طی گذر زمان و اتفاقات مختلف از بین می رود. از جملۀ این کارها با مضامین قرآنی شامل: وان یکاد، آیة الکرسی، آیۀ نور، سورۀ حمد، سورۀ توحید، سورۀ یس، الم نشرح، لااله الا الله به خط کوفی، اسمای خداوند و شجرۀ طیبۀ چهارده معصوم و بسیاری کارهای دیگر در همین زمینه.

ضمنا به جهت این که دو فرزند ایشان در جبهه های حق علیه باطل به شهادت رسیده اند، بر آن شده تا اسمی 26 شهید محل و مسجد را روی ورقه های مسی با طرح لاله حک کند و در یک قاب بزرگ به مسجد محل هدیه دهد تا آن را در معرض دید نمازگزاران قرار دهند.

25- آیا آثار شما پی رنگ مذهبی دارد؟

ج. همه جور کار می کنم و تمام دوران را، ولی بیشتر کارهای من مذهبی است.

26- در میان اثرها، کدام اثر را برجسته تر می بینید؟

ج. در ادارۀ میراث فرهنگی، در تمام دورانی که کارمند آنجا بودم، کارهای زیادی را انجام داده ام. از جملۀ آنها یک کار مشترک بود، تابلویی بود که به آقای فاتهی هدیه داده شد که کار خیلی مهمی بود. وسط آن آییه الم نشرح و دورش اسما چهارده معصوم بود، که خیلی برای من با ارزش بود. نمونۀ دیگر بز بال دار که شش ماه کار شد. شجریۀ طیبه که به مناسبت سال مولا علی کار شد. در وسط این تابلو پنج تن کار شد و دور آن را با فلز مختلف یک آیه و با فلز دیگری در بالا و پایین 72 بار نام مولا علی را تکرار کرده و در قسمتی دیگر الم و دور آن 72 لاله کار شده که نام شهیدان کربلا را بر روی آن هک کرده و چهار طرف آن سورۀ کوثر را کار کرده اند.

27- آیا حرفۀ دیگری هست که به این کار ترجیح دهید، اگر هست چرا؟

ج. از اول که در این کار بودم به آن علاقمند بودم چون با عشق شروع کردم. اصلا به کار دیگری فکر نکردم، و آموزش این رشته بالاترین لذت را برای من دارد.

28- توصیۀ شما برای جوان هایی که می خواهند وارد این رشته شوند چیست؟

ج. قید درآمد بالا را بزنند، ولی باید با عشق کار کنند زیرا آیندۀ خوبی خواهند داشت.

* سیاه کاری: زمینۀ کار را با روغن جلا و دوده سیاه می‌کنند که باعث زیبایی و جلوۀ کار می‌شود

قلم زنی در ایران

 مقدمه

سرزمین پهناور ایران پیوسته خواستگاه خلق هنرهای ناب،اصیل و معنوی در عین حال متناسب با زندگی مردم و آداب و رسوم جوامع و اقوام خود بوده است.

قلمزنی و کاربرد فلزات طبق مستندات تاریخی موجود و مسبوق به بیش از هزار سال قبل از میلاد می باشد.آثار بجا مانده در هردوره و اعصار گوناگون خود نمایانگر حرکتی متداوم و لاینقطعی است که علاوه بر نمادهای عینی و مادی که در قالب ظروف،جام ها و…قلمزده شده به وجود آمده نماینگر فضای روح بخش و معنوی است که ریشه در باورها و اعتقادات حاکم بر دورۀ خود داشته است و نهایتا موجب بروز پدیده های قدسی و یا هنرهای معنوی و مبدأگرا گردیده است.قلمزنی و هنرهای دیگر از این دست تنها فعالیت انسان مسلط و یا صنعتگر و ابزارساز در به کار بردن قلم و چکش بر روی قطعه یا ظرف فلزی نیست بلکه بر گرفته از شوق و دیگر وجوح تمایز انسانی در بکارگیری تعمق و تعمل وی می باشد. انسانی باهوش و زیرک که با جوهرذکاوت دست به مکاشفه ای عمیق در طبیعت و مخلوقات می زند و به تکاپویی بر می خیزد که موجب بروز و تبلور حرکتی انفعالی خودآگاه به نام خلق اثر هنری که آمیخته ای از شعف ناخودآگاه فطری در بطن و ابزار و ادوات و مواد و مصالح در جهان مادی است می گردد.

هنر قلمزنی عبارت است از تزئین و کندن نقوش بر روی اشیا فلزی به ویژه مس،طلا،برنج و یل به عبارت دیگر ایجاد خطوط و نقوش به وسیلۀ قلم با ضربۀ چکش بر  روی اجسام فلزی. مس به سبب نرمی و شکل پذیری که دارد،در هنر قلمزنی متداول تر از سایر فلزان است.از سوی دیگر به اعتقاد باستان شناسان و مورخان هنر،مس،نخستین فلزی است که در هنر فلز کاری و قلمزنی مورد توجه انسان قرار گرفت.هنر قلمزنی یکی از رشنه های هنرهای سنتی ایران است که می توان آن رآ در دسته بندی،در ردۀ هنرهای صناعی و در گروه فلزکاری قرار داد.قلمزنی هنری والا و ارزشمند در فرهنگ سنتی و هنرهی معنوی ایرانیان است و از جایگاه ویژه ای برخوردار است،که به کمک ذوق و اندیشه هنرمند ایرانی با تأثیر از آداب،سنن،فرهنگ و مذهب،در بیان آرا و عقاید ایرانیان به زیباترین شئ فلزی نقش بسته و در درازنای تاریخ رویدادها و تحولات گوناگون پشته سر گذاشته و ماندگاری آن را به نسل های بعد منتقل کرده است.

هنر قلمزنی روی فلز از آن رو بیشتر مورد توجه هنرمندان است که از دوام و بقای بیشتری نسبت به سایر اشیا برخوردار است. نقش مایه‌ها و نمادهای نقوش در ادوار تاریخی و فرهنگی گوناگون بر اساس دگرگونی های عقیدتی و فرهنگی متفاوت اند و تحت تاثیر و تاثیرات شرایط اجتماعی تغییر می کند و سیر تحول را به دنبال خود دارند.

پیشینۀ هنر قلمزنی در ایران 

- دورۀ پیش از تاریخ

پیشینۀ این هنر در ایران،تاریخ روشنی ندارد و از اثر مستندی که بیانگر نخستین مکان یا نخستین شئ باشد که بر روی آن قلمزنی،چکش کاری و یا حکاکی شده است،اطلاع دقیقی در دست نیست بنابر این برای اینکه زمانی نزدیک به واقع برای دست یابی به فلز مس،ذوب یا ریخته گری،چکش کاری و قلمزنی بر روی فلز توسط انسان روشن شودريا،ناگزیر باید به گفته های باستان شناسان استناد کرد.کشف اولین ظرف یا حجم منقوش فلزی،و ذوب و تبدیل آن به وسیله انسان هنوز روشن نیست اما این حدس و گمان به ذهن متبادر می شود که پس از ساخت سفال در دورۀ نو سنگی و تغییر شکل فیزیکی خاک و گل رس در اثر پخت آن با استفاده از آتش احتمالا، سبب شد تا به شکل اتفاقی اکسیدهای فلز درون خاک و سنگ و نیز سیلان ماه سیلیس موجود در خاک مورد توجه انسان قرار گرید و مقدمه ای باشد برای تبدیل سنگ مالاشیت و تبدیل آن به مس در آغاز دورۀ فلز  که به دوره مس شناخته شده است.صنعتگران و هنرمندان در آغاز بر اثر آتش کوره های سفال پذی توانستند این مادۀمعدنی را احیا کنند و با چکش کاری سرد ازآن ابزار و زیورآلات بسازند.در هزارۀ اول بیش از میلاد فلز کاری و قلمزنی در ایران از رونق و اعتبار ویژه ای برخوردار بوده است و آثار با ارزشی از آن دوران برجای مانده که از جملۀ آن ها جام های طلای مارلیک است.

-هنر قلمزنی در دورۀ مادها

مدارک فلزی به دست آمده از زمان مادها به ویژه در قرن شش و هفت پیش از میلاد،اشیای زیویه از توابع سنندج است که در میان آن ها آثاری از طلا و نقره و وسایل زینتی و زیورآلاتی چون جام طلا و مجسمه هایی از حیوانات به سبک های آشوری و سکایی و ... به چشم می خورد.

- هنر قلمزنی در دورۀ هخامنشی   

با روی کار آمدن پارس ها و تشکیل حکومت هخامنشی(550 الی 330 ق.م)هنر قلمزنی تحول یافت و از جایگاه ویژه ای برخوردار شد و بر ادوار پس از خود تأثیر گذاشت.اشیای قلمزنی بسیاری از زمان هخامنشی در مکان های گوناگون،چه از طریق کاوش های علمی و چه به صورت کشف اتفاقی به دست آمده که عبارت ند از شوش،گنجینه جیهون و همدان،که دو مورد اخیر به صورت اتفاقی به دست آمده اند.دورۀ هخامنشی اوج هنر فلزکاری در زمینه های ریخته گری،چکش کاری،ترصیع و ... است.در نقوش برجسته تخت جمشید آثار و نشانه هایی به شکل ظروف در دست هدیه آورندگان و اسلحه در دست سربازان دیده  می شود.برخی از اشیا در موزه ها وجود دارد که حاکی از قلمزنی در این دوره است.به دنبال حمله اسکندر و به آتش کشیدن تخته جمشید،گنجینه های موجود در آن به آتش کشیدهشد و همجنین اشیا و ابزار فلزی بسیاری از آن زمان به دستور اسکندر ذوب و به سکه تبدیل شد،به همین سبب آثار زیادی از قلمزنی دورۀ هخامنشی به دست ما نرسیده است.نقش مایه های تزئینی هنر قلمزنی این دوره اکثرا به اشکال حیوانات و جانوران  و نقوش گیاهی چون؛برگ های نخل گلها و غنچه های لوتوس و گل و برگ ها و شیارهای افقی هست.

- هنر قلمزنی در دورۀ سلوکی

ر دورۀ سلوکی با ساخت شهرهای جدیدی مانند مرو و نسا و انتقال کارگاه های هنری به این شهرها،هنر قلمزنی با تأثیرپذیری از هنر هلنی ادامه یافت. به گونه ای که تأثیر هنر یونانی در فلزکاری این زمان کاملا مشهود است،تعدادی از این ظروف در این دوره به دست آمده که حاکی از تلفیق نقوش هنر یونانی و ایرانی اس.

- هنر قلمزنی در دورۀ اشکانی

با روی کار آمدن پارت ها در سال 250 ق.م تا 224 میلادی هنر قلمزنی با همان شیوۀ هخامنشی با اندک تغییری به عمر خود ادامه داد.با وجود تأثیر پذیری هنر قلمزنی ایران از موتیف های دورۀ سلوکی و هلنی با بررسی هنر قلمزنی دورۀ اشکانی می توان دریافت که هنر قلمزنی دورۀ اشکانی اکثرا تحت تاثیر دورۀ هخامنشی است،تا هنر یونانی،و شکل،تقریبا همان اشکالیست که در دورۀ هخامنشی متداول بود و تنها تغییرات جزئی در نقش آ&