sibesefid.com

 

1

(d)

ما و پسر

«ما و پسر» چیزی نیست جز داستان ما و پسر ما. از قبل از زمانی که بدانیم که او پسر است یا دختر. یعنی همان زمانی که یک لوبیا بیشتر نبود. چیز خاصی نخواهیم گفت. فقط یک دوربین نوشتاری را بالای سر زندگی‌مان گذاشته‌ایم.شاید برای شما هم جالب باشد و با تجربه یک خانواده دیگر در دنیا شریک شوید.

دو ماه دیگر پسر ما شش ساله می‌شود و ما اکنون به فکر نوشتن افتاده‌ایم. می‌خواهم به طور زنده تجربه شخصی‌مان را با پسرمان بنویسیم. شش سال را از دست داده‌ایم، اما خیلی هم نا امید نیستیم: هم به طور خلاصه فهرستی از تغییرات او را از همان روزهای نخست نوشته‌ایم و هم، من و یا او آنقدر با او سر و کله زده‌ایم که اگر بتوانیم درست فکر کنیم و بخت هم یار ما باشد، خواهیم توانست از روزهای گذشته نیز چیزهایی زیادی به یاد بیاوریم. من، نقش پدر خانواده را بازی می‌کنم و او، مادر. پسر هم که همان نقش خودش را بازی می‌کند: یک پدرسوخته. (دقت داشته باشید که معمولاً این پدرهای بیچاره هستند که باید بسوزند نه مادرها…)

 

 

 

 

 

         

 بعد