تفاوتهای رفتار همسران در زندگي مشترک
- ميزان اعتماد به نفس زنان با احساس اطمينان آنان از «دوست داشته شدن» رابطه مستقيمي دارد،
در حالي که مردان ، زماني از اعتماد به نفس کافي برخوردارند که بتوانند درخواستهاي همسران خود را برآورده کنند.
- زنان دوست دارند براي حل شدن يک موضوع درباره آن صحبت کنند، (حتي اگر وقت زيادي صرف نمايند)،
در حالي که مردان اين عمل زنان را پرحرفي تلقي ميکنند.
- زنان دوست دارند که شوهرانشان محبت خود را ابراز کنند و به آنان بگويند که چقدر دوستشان دارند،
اما مردان فکر ميکنند که همسرانشان بايد بدانند که «من فقط او را دوست دارم، نيازي به گفتن نيست.»
- زنان فرمان بردن را دوست دارند، ولي معتقدند اين فرمان بردن بايد عاشقانه باشد، در اين صورت حاضر به هر گونه ايثار و فدارکاري خواهند بود.
وقتي مردان از زنان خود حمايت ميکنند، آنان را در حل مشکلاتشان توانمندتر ميسازند، و به زندگي اميدوارتر و علاقهمندتر ميکنند.
- هنگامي که مردان دير ميکنند، زنان با سؤالهاي چرا دير کردي؟ ، کجا بودي؟ و ... در حقيقت دلواپسي و نگراني توأم با عشق و علاقه را به همسر خود ابراز ميکنند.
اما شوهران فکر ميکنند که همسرانشان ميخواهند آنها را زير سوال ببرند و افرادي بيمسئوليت و غيرمطمئن جلوه دهند.
- زنان زماني اين احساس را دارند که فکر کنند براي همسرانشان عزيز هستند.
اماوقتي شوهران فکر ميکنند که براي زندگي و همسرشان مفيد هستند، احساس ارزشمندي و توانمندي مينمايند
- مردان پس از گوش کردن به صحبتهاي همسر خود بلافاصله ميخواهند مشکل را حل کنند، بنابراين به راهنمايي آنان ميپردازند، در صورتي که شايد زنان فقط ميخواستند احساساتشان را بيان کنند.
- زنان ميزان ارزشمندي و علاقه شوهرانشان را به خود با ميزان برآورده شدن خواستههايشان محک ميزنند.
اما مردان يا بايد سعي کنند خواستههاي منطقي آنان را برآورده کنند و يا آنان را با دلايل صحيح متقاعد سازند.